تبليغاتX
دل نوشته ها
صفر نهصد و سی و عشق 093eshgh

دوستي از دوجنس مخالف

ارتباط دختر و پسر و شرايط آن(1)

مردوزن

يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.

 

بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.

 

گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.

 

در اين مقالات ، سعي خواهد شد تا چارچوب ارتباط با جنس مخالف، كه گاهي براي انتخاب همسر لازم است، طبق معيارهاي اسلامي و اخلاقي بيان گردد تا نوجوانان عزيز از شرايط آن مطّلع گردند. اما پيش از بيان اصول ارزشي و اخلاقي ارتباط، لازم است تعريف دوستي با جنس مخالف بيان گردد ـ تا خداي ناكرده ـ جوانان عزيز به اين عمل ضدارزشي و حرام گرفتار نشوند.

 

 تعريف «دوستي دختر و پسر»

بر اساس قواعد كلي حاكم بر ارتباط ميان فردي، نمي توان هر ارتباطي را «دوستي دختر و پسر» ناميد، بلكه مي توان گفت: «دوستي دختر و پسر» يعني: ارتباطي كه بين دو جنس مخالف وجود دارد و در اين ارتباط، محبت، صميميت، عشق و علاقه ي قلبي ويژه وجود دارد و از اين رو، ارتباط دو كودك يا ارتباط تحصيلي يا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، كه براي اهداف خاصي است، نمي تواند از مقوله دوستي دختر و پسر باشد.

 

 انگيزه هاي برقراري ارتباط با جنس مخالف

1. وعده ازدواج: يكي از بهانه هاي ارتباط بين پسران و دختران وعده ازدواج از ناحيه پسر است و معمولا با اين وعده ها پسران با دختران ارتباط پيدا مي كنند. در حقيقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با يكديگر رفاقت كرده، سعي مي كنند نيازهاي عاطفي همديگر را برآورده كنند، اما حقيقت امر اين است كه اين وعده ها در حدّ خيال بافي مي مانند و جامه عمل نمي پوشند; زيرا خانواده  چنين افرادي را در حدّ لازم پخته و شايسته براي ازدواج نمي يابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوي پسر اگر هم صورت گيرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو مي شود و حتي اگر پسر به خواستگاري دختر نيز برود، خانواده دختر چنين ازدواجي را نمي پسندند. بنابراين، وجود فكر ازدواج در بين دختران و پسران تنها نوعي ساز و كار دفاعي براي ايجاد رضايت خاطر و رهايي از اضطرابي است كه در نتيجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهاي خانواده و جامعه صورت مي گيرد.

بهترين روش ايجاد ارتباط، در پرتو اصول ديني است كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاري كند و تحت نظارت والدين تحقيقات ادامه يابند و از خصوصيات همديگر مطلع شوند.

2. انگيزه جنسي: از انگيزه هاي ديگر ارتباط دختر و پسر بهره بري جنسي است. اين پديده در ميان اقشاري از جامعه كه از لحاظ رشد فكري و فرهنگي در انحطاط شديدي به سر مي برند، بيشتر ديده مي شود. اين افراد براي ارضاي غرايز جنسي خود، همه ي ارزش هاي خانوادگي و فردي خود را قرباني مي كنند و دست به رفتاري مي زنند كه براي اغلب افراد جامعه، بسيار پست تلقّي مي شود.

چنانچه اين ارتباط هاي ناپسند منجر به رابطه ي جنسي بين دختر و پسر شوند مشكلات زيادي را براي دختر، كه قرباني اصلي اين رابطه است به دنبال مي آورد. اشتغال ذهني درباره ي اين موضوع كه مبادا اين ارتباط براي او در آينده مشكل ساز باشد، تعادل رواني او را به نحو چشم گيري بر هم مي زند و فشار رواني زيادي بر او تحميل مي كند.

چنين دختراني در ازدواج با مشكل روبه رو مي شوند و حاضر به ازدواج نيستند و زماني كه با فشار خانواده روبه رو مي شوند و تن به ازدواج مي دهند، هميشه نگران افشاي رابطه گذشته خود هستند و از اينكه همسرشان از رابطه مخفي آن ها در گذشته آگاه شود رنج مي برند.

 

3. توهّم قدرت و جاذبه: يكي ديگر از انگيزه هاي دوستي با جنس مخالف اين است كه پسران داشتن دوست دختر را يك قدرت اجتماعي براي خود تصور مي كنند و دختران نيز داشتن يك دوست پسر را يك جاذبه فردي و اجتماعي براي خود به حساب مي آورند.

 اما طول نمي كشد كه پي خواهند برد اين قدرت نمايي و جاذبه ارائه شده به قيمت از دست دادن بسياري از جاذبه ها و قدرت هاي اجتماعي و شخصيتي ديگر تمام شده، در نتيجه، دوستي ها به پايان مي رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندي خويش، دنيايي از تعارض را در درون دختر و پسر باقي مي گذارد.

 

4. پناه جويي به يكديگر: دختران و پسراني كه مورد بي محبتي در خانواده قرار مي گيرند و از وضعيت رواني و اجتماعي خويش ناراضي هستند و در اين زمينه، خود را سرگردان و آشفته مي يابند، از طريق برقراري روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد كسب رضايت و يا به عبارت ديگر، به دنبال يافتن شرايطي هستند كه براي آن ها اطمينان خاطر و رضايتمندي بيشتري فراهم كند و پناه گاهي براي جبران كمبود محبت خود فراهم سازند.

  اما اطمينان خاطري كه دختران و پسران از طريق برقراري دوستي بين خود جستوجو مي كنند هيچ گاه حاصل نمي شود; زيرا اين روابط پنهاني و به دور از چشم خانواده صورت مي گيرد. به همين دليل، دختر و پسر بايد وقت و توان زيادي صرف كنند تا بتوانند زمينه اين رابطه را فراهم كنند و تحمل ترس و اضطراب مستمري كه دو طرف بايد تحمّل كنند تا اين روابط از چشم آشنايان پنهان بماند، رضايتمندي و آرامشي را كه به دنبال آن هستند خنثي خواهد كرد.

 ادامه دارد...

در مقاله ي بعد  به آثار ارتباط با جنس مخالف خواهيم پرداخت ودرمرحله ي بعدي به شرايط يک ارتباط صحيح مي پردازيم.

+ نوشته شده در  2008/6/20ساعت 19:20  توسط یه عاشق  | 

هر انسانی چهار نوع فركانس مغزی داره:
1 - بتا كه همون حالت بیداری كامله و ضمیر خود آگاه ما توش فعاله.
2 - آلفا _ خلسه _ ترنس.
3 – تتا _ امواج تله پاتی.شهود.روشن بینی.
4 – دلتا.یعنی خواب عمیق كه توی اون رویا می بینیم.
هنوز زوده كه در مورد تتا صحبت كنیم ، چون باید پله پله بریم. ما فعلا" با آلفا و بتا كار داریم.
بتا بیداری كامله یعنی همین حالتی كه الان توش هستید.وقتی می خوایم بخوابیم، درست قبل از خواب، كه خواب آلوده می شیم، یك حالتی بین خواب و بیداری به وجود میاد كه بهش می گن آلفا.( البته در حالت هایی هم كه روی چیزی ، شدیدا" تمر كز می كنیم آلفا به وجود میاد. )بعد می خوابیم و خواب می بینیم یعنی به حالت دلتا می ریم و بعد دوباره بیدار می شیم یعنی دوباره بتا شروع میشه.یعنی در طی روز و شب، ما این مسیر رو از نظر فركانس های مغزی داریم(از راست به چپ بخونین):
بتا------- آلفا------- دلتا-------- آلفا--------- بتا.
ما در آلفا در بالاترین حالت تلقین پذیری قرار داریم.جالبه بدونین آدم ها وقتی هیپنوتیزم می شن، در حالت آلفا قرار می گیرند. پس یه جور هایی می شه گفت ما بیست دقیقه قبل از خواب و بیست دقیقه بلافاصله بعد از بیداری در حالت هیپنوتیزم هستیم.چون در آلفا هستیم! افكار ما در بیست دقیقه قبل از خواب، درحالات بعد از بیداری ما تاثیر داره. اگه آدم آلفا و دلتای آرومی نداشته باشه ، یعنی قبل از خواب پر از افكار منفی باشه، در طول آلفا و بتای بعدی هم(یعنی بعد از بیدار شدن)،باز افكار منفی باهاش خواهد بود و این بار شدید تر!چون در زمان آلفا كه در بالاترین حالت تلقین پذیری بوده، كلی فكر و احساس منفی رو وارد ضمیر نا خود آگاهش كرده!واسه ی همینه كه بعضی وقت ها آدم 15 ساعت می خوابه اما با خستگی بیدار می شه و گاهی 3 ساعت می خوابه و با انرژی بیدار می شه!
یه نكته ی مهم كه خوبه كه بدونین: پیك آلفا چیه؟
یادتونه كه گفتم بیست دقیقه قبل از خواب و بیست دقیقه بعد از بیداری در آلفا هستین؟ بالاترین سطح آلفا در لحظه ایه كه داره خوابتون میبره و درست در لحظه ای كه بیدار می شین. به اون می گن پیك آلفا.
از نظر حالتی كه آدم ها در امواج آلفای قبل از خوابشون دارن، آدم ها به سه دسته تقسیم می شن:
1 - انسان هایی كه قبل از خواب،مثبت اما رویایی می اندیشند.
2 - انسان هایی كه قبل از خواب،مثبت اما واقعی می اندیش
3 – انسان هایی كه قبل از خواب، منفی و منفی و منفی می اندیشند!
لطفا" فكر كنید ببینید شما جزو كدوم دسته هستین؟ به خودتون هم، دروغ نگین، اگه جزو اون هایی هستین كه قبل از خواب همه ی غصه های زندگیتون رو مرور می كنید و یا به حوادث و اتفاقاتی كه ناراحتتون كرده ، فكر می كنید، اون وقت باید بگم متاسفانه جزو دسته ی سومین! اگه یه آدمی ناراحتتون كرده و شما تو خلوت قبل از خوابتون، دارید مرور می كنید كه چه كارهای بدی كرده، یادتون باشه دارید باعث می شین كه اون رفتار در اون آدم تكرار بشه!
شاید چیزی كه می خوام بگم عجیب باشه اما این رو به یاد داشته باشین یك عالمه از حوادث زندگیتون رو بر اساس این كه در حالت آلفا چه طوری فكر می كنین، می سازین! چه آلفای قبل از خواب و چه در زمان هایی كه روی چیزی تمركز می كنین و در اصل دچار خلسه كه اسم دیگه اش هم ترنسه ، می شین. ذهن شما ، مثل قابلمه ی جادوگری می مونه! چی توش می پزین؟
حالا می خوام یه جادوگر ترسناك بشم و یادتون بندازم وقتی یك دفعه می رین توی عالم هپروت و ساعت ها به مشكلات مالی ، یا عشقی،یا شكست های زندگیتون فكر می كنین یا به این كه اونقدر كه باید خوب باشین ، نیستین، یادتون باشه توی یك حالت خلسه قرار گرفتین و امواج آلفا تولید كردین! و در بالاترین حالت تلقین پذیری، یه جور هایی بدون این كه خودتون بدونین، خودتون یا دیگران رو ، هیپنوتیزم كردین و دارین باعث می شین تا همه ی اون چیز های بد در روز های آینده به شكلهای جدید برای شما یا دیگران، تكرار بشه!!! حتی وقتی اینقدر غرق دیدن یه فیلم غمگین می شین كه خودتون رو جای قهرمان اون می گذارین، و های های گریه می كنین ، لطفا" مراقب امواج آلفایی كه تولید می كنین باشین! دوست دارین اون حوادث رو واسه ی خودتون بسازین؟!
ببینم...مادر بزرگ مریضتون رو هر شب موقع خواب به همراه همه ی مریضی هاش مجسم می كنین و فكر می كنین چه نوه ی خوبی هستین كه به یادشین؟! یا دوستتون رو با همه ی گرفتاری های مالیش؟! و بعد هم بهش می گین همه اش به یادتم! وای.... ما بدون اینكه بدونیم، با عزیزانمون چه می كنیم!!!... می دونین شما با تصور اون ها به شكل های بد ، كمك می كنین تا همون شكلی بشن؟! در اصل هر چی در حالت آلفا توی قابلمه ی ذهنتون بریزین آش شله قلمكاریه كه نصیب خودتون میشه! یا نصیب اون بیچاره ای كه دارین تو قابلمه ی آلفای ذهنتون می جوشونیدش!
خوب ! حالا كه به اندازه ی كافی ترسوندمتون، بهتون امیدواری می دم كه ما با هم تمرین می كنیم و خیلی چیز ها رو درست می كنیم! اما پله پله! باشه!؟ اگه نا آگاهانه خیلی حوادث رو به زندگیمون دعوت كردیم، حالا آگاهانه اون ها رو درست می كنیم! این رو هیچ وقت فراموش نكنین كه ما نا آگاهانه داریم همه ی نیروهامون رو در ساخت حوادث استفاده می كنیم، پس بهتره اون ها رو بشناسیم و آگاهانه، برای ساختن حوادث خوب ازشون استفاده كنیم!
تمرین : این یه تكنیك بوداییه، به نام بعدی!
مشارطه كنین كه كنترل فكرتون رو در یك ساعت به عهده بگیرین و به هیچ فكری كه تولید ماند می كنه، فكر نكنین.اگه در طی مراقبه ، فكری به سراغتون اومد كه منفی بود ، اصلا" خودتون رو شماتت نكنین! فقط سریع به خودتون بگین: بعدی! و یه فكر دیگه رو جایگزینش كنید. اگه فكر بعدی هم منفی بود باز بگین بعدی و برین سراغ فكر بعدی. اینقدر كه یه فكر مثبت به وجود بیاد. مكاشفه و تشكر از خودتون در دفتر مراقبه یادتون نره!
می دونم كار خیلی سختیه اما یادتون باشه مردی كه كوه رو جابه جا كرد ، همون بود كه اولین سنگریزه رو برداشت!
+ نوشته شده در  2008/6/10ساعت 14:53  توسط یه عاشق  | 

چند قانون برای دوران نامزدی

كاش زمان برمی گشت عقب. كاش یك روز قبل بود، وقتی كه هنوز حرفی نزده بودم... .

دیروز خیلی منتظرش شدم. قرار بود صبح زود برای برنامه فردا قرار بگذاریم اما تا غروب خبری نشد. فكر كردم قرارمان به هم خورده است. بغض كرده بودم اما جلوی خودم را گرفتم. تلفن كه زد از او درباره كارش توضیح خواستم. به او گفتم كه اگر برایش اهمیت داشتم، می بایست زودتر اطلاع می داد كه باید به تمام كارهایش برسد و از سرسیری، وقتی هیچ كاری نداشت یاد من و قرارمان بیفتد. اولش عذرخواهی كرد اما من قانع نشدم و بحث را ادامه دادم، او هم بی خداحافظی گوشی را گذاشت.

حتما برای همه ما اتفاق افتاده که دلمان خواسته زمان را نه یک ساعت که یک دقیقه عقب ببریم و همه چیز را جبران کنیم. اما اگر هوشیار نباشیم، یک اشتباه به راحتی می تواند همه چیز را نابود کند و مسیر زندگی هر دوی ما را تغییر بدهد. در واقع گاهی تاوان یک خطا یك معذرت خواهی ساده است اما هستند خطاهایی که باید برای جبران آن تاوان سنگینی بپردازیم؛ تاوانی مثل جدایی. اما نكته ظریف اینجاست كه گاهی رفتار منطقی، درست همان رفتاری است كه باعث گسستن رابطه می شود؛ به انتها رسیدن یك رابطه ناقص.

بت پرستی مدرن

وقتی از طرف مقابل بت می سازیم و او را موجودی بی عیب و نقص و مقدس تصور می کنیم، خودمان را فراموش می کنیم و فکر می کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت های خوب و بد یک آدم؛ مثل خود ما. بنابراین طرف مقابل را باید آن طور که هست و با همه خوبی ها و بدی هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم.

عشق تحمیلی

اگر احساس کنیم کسی می خواهد خودش را به ما تحمیل کند، چه می کنیم؟ اولین واکنش همه ما «فرار کردن» از دست اوست؛   بنابراین به جای «تحمیل کردن» خودمان به طرف مقابل، خیلی عادی رفتار کنیم؛ نه آن قدر بی اعتنا و نه آن قدر احساساتی که او را پشیمان کنیم و فراری بدهیم؛ خودمان باشیم و بگذاریم گذر زمان و رفتار منطقی هر دوی ما، عشق و علاقه پایدار و محکمی را بینمان ایجاد کند؛ عشق ناشی از یک حس خوب.

نه كوچك نه بزرگ

نقطه مقابل بزرگ بینی طرف مقابل، خودبزرگ بینی است.

اطمینان و اعتماد بیش از حد به خود، بین ما فاصله می اندازد و نمی گذارد احساسات یکدیگر را درک کنیم.

از طرفی گاهی وقتی دچار خودبزرگ بینی می شویم، نمی توانیم یا بهتر بگوییم، عمدا نمی خواهیم احساسات مان را به طرف مقابل نشان بدهیم و همین «فاصله» به تدریج باعث دوری و سپس جدایی می شود.

رؤیاپردازی ممنوع!

اگر قرار باشد از لحظه خداحافظی تا دیدار یا تلفن بعدی، چشم مان را روی واقعیت ها ببندیم و رؤیابافی کنیم و حرف ها و رفتارهای طرف مقابل را آن طور که دوست داریم تعبیر و تفسیر کنیم، قافیه را باخته ایم. با چشم و گوش باز - باز باز - حرف ها و رفتارهای طرف مقابل را ببینیم و بشنویم و با چشم بسته تصمیم نگیریم. چشم بسته چاه را نمی بیند.

او می فهمد

دروغ گفتن و تظاهر كردن بی فایده است؛ چون طرف مقابل به راحتی احساس ما را می فهمد. بنابراین «صداقت» اولین و مهم ترین نکته برای شروع یک زندگی مشترک سالم و موفق است. حتی اگر صداقت ما باعث قطع پیوندمان در همان دوران نامزدی شود نباید بترسیم؛ چون مطمئنا رابطه معیوب بوده و دیر یا زود این رشته پاره می شده است

مقایسه نکنید

خیلی از ما عادت کرده ایم زندگی و روابط شخصی مان را با رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم، یا از طرف مقابل توقع های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی های قبلی مان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند

مثل یك راه بی پایان

با کمی دقت و تیزهوشی می توانیم طوری رفتار کنیم که همیشه برای هم، حرفی برای گفتن داشته باشیم و از هم خسته نشویم. مطالعه، آگاهی از آنچه در اطراف ما می گذرد، آگاهی از علایق و نیازهای طرف مقابل و... همگی راهکارهایی است که 2نفر را همیشه برای هم دوست داشتنی و نو نگه می دارد. در یک کلام اگر از همدیگر «عقب بمانیم»، زندگی مان نابود می شود؛ مثل ترازویی که همیشه یک کفه آن سنگین تر از دیگری است. زن و مرد باید هم پای هم حرکت کنند تا همیشه همراه هم باشند

ساده اما نه مثل بچه ها

بچه ها را دیده اید که چطور بی پروا و آزاد ابراز احساسات می کنند. هرچند قرار نیست ما هم مثل کودکان رفتار کنیم اما باید صداقت و آزادی در نشان دادن احساسات را از آنها یاد بگیریم. وقتی احساسات مان را صادقانه بیان می کنیم، همان طور هم جواب می گیریم. بنابراین به جای اینکه با تکلف رفتار کنیم و از ابراز احساسات بترسیم،

راحت و آزاد ابراز محبت کنیم. حتی با گفتن دلخوری هایمان، به طرف مقابل فرصت دفاع می دهیم و همین فرصت، کدورت های بین ما را از بین می برد؛ پس از حرف زدن نترسیم.

آنها نشانه او هستند

اختلاف عروس و داماد با خانواده طرف مقابل آن قدر تکراری و نخ نماست که بهتر است اصلا درباره آن حرف نزنیم. فقط یادمان باشد پدر و مادر او، بخش مهمی از زندگی و حتی شخصیت او هستند و آزردن آنها مساوی است با آزردن کسی که خیلی دوستش داریم. از طرفی همسر ما هر چقدر هم که باگذشت و مهربان باشد، تحمل بی اعتنایی و کم اعتنایی به عزیزانش را ندارد. بنابراین اگر تلافی هم نکند، دلخور و افسرده خواهد شد و به تدریج از ما متنفر می شود

و در نهایت اینکه نامزدی می تواند شیرین ترین دوران پیش از شروع زندگی مشترک باشد؛ اگر توقع ها، خواسته ها و محبت ها خالص و دوست داشتنی و همراه با عقل و منطق باشد.

+ نوشته شده در  2008/6/10ساعت 2:33  توسط یه عاشق  |