تبليغاتX
دل نوشته ها
صفر نهصد و سی و عشق 093eshgh
سلام به همه همراهان و دوستان این وبلاگ

امروز اومدم تا نظر یکی از دوستان به اسم الناز رو ژست کنم که خیلی مفید و قشنگه. بخونید:

"بعضی ها برای بدست اوردن همه اش آن مقداری را هم که در دست دارند از دست می دهند مثل دو نیمه زندگی که قسم اولش در ارزوی رسیدن قسم دوم می گذرد و قسم دومش در حسرت قسم اولش.
همسایه ای داشتیم که می گفت خواستگار اول. انتخاب اول. برش اول. الباقی هیچ.
عشق اول شاید برای همین مثل اهنی می ماند که هیچوقت زنگ نمی زند.
بعضی می گویند ازدواج گورستان عشق است و شاید همین باشد وقتی به ارزوی سراب برویم و همه اش چشم مان به اوج باشد و پیدا کردن درختان بلند و بلندتر.
ای وای به مرد و زنی که مدام شریک زندگی شان را با یکی دیگر مقایسه می کنند و توسری می زنند چونکه مرغ همسایه غاز به نظر می ايد."

مرسی الناز خانوم

خوشحالمون کردی

امیدوارم همیشه نوفق باشی

آدرس وبلاگ الناز خانوم : http://www.bookelnaz.blogfa.com

+ نوشته شده در  2008/11/23ساعت 15:44  توسط یه عاشق  | 

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت...
قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.
قانون تلفن:
اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
قانون تعمیر:
بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
قانون کارگاه:
اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.
قانون معذوریت:
اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.
قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.
قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.
قانون نتیجه:
وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.
قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.
قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.
قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید
+ نوشته شده در  2008/11/7ساعت 0:46  توسط یه عاشق  | 

با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه،رختخواب خرید ولی خواب نه،ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه،می توان کتاب خرید ولی دانش نه،دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه چارلی چاپلین
+ نوشته شده در  2008/11/7ساعت 0:45  توسط یه عاشق  | 

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد:چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟
خداوند پاسخ داد:دستور کار او را دیده ای ؟
او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از
جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.
گفت:شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد:فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته
باشند.
-این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود:بله.
یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید،
از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.
یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .
خداوند فرمود:نمی شود !!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است،
تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با
یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی
که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسید:فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد
.
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی
زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد:آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید:اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت:اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی،
تنهایی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها
واقعا" حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی
دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر
برایشان مهم هستید.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و
بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان
می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت:این مخلوق عظیم فقط یك عیب دارد
فرشته پرسید:چه عیبی ؟
خداوند گفت:قدر خودش را نمی داند!!

قدر خودش را نمی داند!!

+ نوشته شده در  2008/9/21ساعت 16:18  توسط يه تنها  | 

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست، پس اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید

اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد. زندگی هنگامی به شما پاداش خواهد داد كه موفقیت را بعنوان یك حق آسمانی پذیرفته و باور داشته باشید. مجبورنیستید در موقعیت موجود باقی بمانید . این بستگی به تصمیم گیری خودتان دارد . می توانید هر لحظه تغییر كنید

هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن دیر نیست. هرکس که در زندگی زودتر تغییر کند زودتر موفق خواهد شد...

+ نوشته شده در  2008/9/19ساعت 20:40  توسط یه عاشق  | 

آلبرت انیشتین : مهم نیست انسان مهمی باشی مهم اینه انسان مفیدی باشی

+ نوشته شده در  2008/7/15ساعت 22:33  توسط یه عاشق  | 

مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی دارد جایزه یک میلیون دلاری آن را ببرد.
سوالات را بخوانید
1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف- 116 سال
ب- 99 سال
ج- 100 سال
د-150 سال
او نمی تواند به سوال جواب بدهد
2-کلاه های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف- برزیل
ب- شیلی
ج- پاناما
د- اکوادر
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر در خواست کمک میکند
3-روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟
الف- ژانویه
ب- سپتامبر
ج- اکتبر
د- نوامبر
خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند
4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف- ادر
ب- آلبرت
ج- جرج
د- مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می کند
5-نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف-قناری
ب- کانگورو
ج- توله سگ
د- موش
در اینجاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می دهد
جواب ها
اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه جواب ها را می دانید و به این بنده خدا کلی خندیده اید بهتر اول جواب ها رو مطالعه کنید


1- جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید
2- کلاه پاناما در اکوادر تولید می شود
3- انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود
4- اسم شاه جرج آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پا دشاهی به جرج تغییر نام داد
5- توله سگ اسم لاتین آن اینسولاریا کاناریا است که یعنی جزایر توله سگ

نتیجه اخلاقی : لطفا به اطلاعات رو هواتون ننازید

+ نوشته شده در  2008/6/24ساعت 4:36  توسط یه عاشق  | 

با یه شکلات شروع شد
من یه شکلات گذاشتم تو دستش
اونم یه شکلات گذاشت تو دست من
من بچه بودم اونم بچه بود
سرمو بالا کردم
سرشو بالا کرد
دید که منو میشناسه
خندیدم
گفت دوستی؟
گفتم دوست دوست
گفت تا کجا؟
گفتم دوستی که تا نداره
گفت تا مرگ؟
خندیدم و گفتم:من که گفتم تا نداره
گفت باشه
تا پس از مرگ
گفتم نه نه نـــه نه تــا نداره
گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن
یعنی زندگی پس از مرگ
بازم با هم دوستیم؟
تا بهشت تا جهنم؟
تا هرجا که باشه من و تو با هم دوستیم؟
خندیدم گفتم:تو براش تا هرجا که دلت میخواد یه تا بزار
اصلا یه تا بکش
از سر این دنیا تا اون دنیا
اما من اصلا براش تا نمیزارم
نگام کرد، نگاش کردم
باور نمیکرد
میدونستم اون میخواست حتما دوستی ما تا داشته باشه
دوستی بدون تا رو نمیفهمید

زندگی یعنی چکیدن       همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت        گم شدن در نرمی عشق

گفت بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم
گفتم باشه
تو بذار
گفت شکلات
هربار که همدیگه رو میبینیم
یه شکلات مال تو یکی مال من
باشه؟
گفتم باشه
هربار یه شکلات میزاشتم تو دستش
اونم یه شکلات تو دست من
باز همدیگه رو نگاه میکردیم
یعنی که دوستیم
دوست دوست
من تندی شکلاتمو باز میکردم
میزاشتم تو دهنم و تندو تند میمکیدم
میگفت شکمـــو تو دوست شکموی منی
و شکلاتشو میزاشت تو یه صندوقچه کوچولوی قشنگ
میگفتم بخورش
میگفت تموم میشه
میخوام تموم نشه
برای همیشه بمونه
صندوقش پر از شکلات شده بود
هیچکدومشو نمیخورد
من همشو خورده بودم
گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن، یا کرما
اونوقت چکار میکنی؟
گفت مواظبشون هستم
میگفت میخوام نگهشون دارم
تا موقعی که دوست هستیم
و من شکلاتامو میزاشتم توی دهنمو میگفتم: نه نه نــه
تا نه
دوستی که تا نداره

تو کدوم کوهی که خشکید        از تو دست تو میتابه
چشم چشمه ابر ایثار              روی سینه تو خوابه

یک سال، دوسال، چهار سال، هفت سال، ده سال، بیــست سالش شده
اون بزرگ شده، منم بزرگ شدم
من همه شکلاتامو خوردم
اون همه شکلاتاشو نگه داشته
اون آمده امشب تا خداحافظی کنه
میخواد بره
بره اون دور دورا
میگه میرم اما زود برمیگردم
من که میدونم میره و برنمیگرده
یادش رفت شکلات به من بده
من که یادم نرفته
یه شکلات گزاشتم کف دستش، گفتم این برای خوردنه
یه شکلات هم گزاشتم کف اون دستش، اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت
یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتاش
هردوتارو خورد
خندیدم
میدونستم دوستی من تا نداره
میدونستم دوستی اون تا داره
مثل همیشه
خوب شد همه شکلاتامو خوردم
اما اون هیچ کدومشو نخورده
حالا با یه صندوق
پر از شکلاتای نخورده
چکار میکنه؟

این دیگه فکر نداره        وقتی میشنوی میگم
تو برو باهام نمون         حتی اسممو نیار
اگه یک شب دیگه         زیر بارونا قدم زدی بدون
که تمام فکر من پیش تو بود
مثل تو تو زندگیم هیچکی نبود

+ نوشته شده در  2008/6/23ساعت 0:37  توسط یه عاشق  | 

فرشتگان عقل داد بدون شهوت , حیوانات را شهوت داد بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل.هر انسانی عقلش به شهوتش غلبه کند بهتر از فرشتگان است .هر انسانی شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حیوانات است
+ نوشته شده در  2008/6/10ساعت 15:21  توسط یه عاشق  | 

دوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هر چه بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي ميمونه
+ نوشته شده در  2008/6/5ساعت 23:18  توسط یه عاشق  |