تبليغاتX
دل نوشته ها
صفر نهصد و سی و عشق 093eshgh
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد:چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟
خداوند پاسخ داد:دستور کار او را دیده ای ؟
او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از
جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.
گفت:شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد:فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته
باشند.
-این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود:بله.
یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید،
از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.
یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .
خداوند فرمود:نمی شود !!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است،
تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با
یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی
که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسید:فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد
.
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی
زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد:آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید:اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت:اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی،
تنهایی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها
واقعا" حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی
دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر
برایشان مهم هستید.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و
بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان
می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت:این مخلوق عظیم فقط یك عیب دارد
فرشته پرسید:چه عیبی ؟
خداوند گفت:قدر خودش را نمی داند!!

قدر خودش را نمی داند!!

+ نوشته شده در  2008/9/21ساعت 16:18  توسط يه تنها  | 

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست، پس اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید

اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد. زندگی هنگامی به شما پاداش خواهد داد كه موفقیت را بعنوان یك حق آسمانی پذیرفته و باور داشته باشید. مجبورنیستید در موقعیت موجود باقی بمانید . این بستگی به تصمیم گیری خودتان دارد . می توانید هر لحظه تغییر كنید

هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن دیر نیست. هرکس که در زندگی زودتر تغییر کند زودتر موفق خواهد شد...

+ نوشته شده در  2008/9/19ساعت 20:40  توسط یه عاشق  | 

+ نوشته شده در  2008/9/19ساعت 17:17  توسط يه تنها  | 

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can't tell the reason... but I really like you
دلیلشو نمیدونم ....اما واقعا"‌دوست دارم

You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داری؟

How can you say you love me?
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! میگم.... چون تو خوشگلی،

because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،

because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،

because you are loving,
دوست داشتنی هستی،

because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،

because of your smile,
بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

No! Therefore I cannot love you
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟

NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!

I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم

True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

Mature love says "I need you because I love you"
"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه

+ نوشته شده در  2008/9/19ساعت 5:21  توسط یه عاشق  | 

خدایا
آسان بودن دشوار است
                  آسانم کن
خداوندا
کلام تو بودن دشوار است
                  بارانم کن
خدایا
خداوندا
آن نیستم که باید
                  آنم کن
+ نوشته شده در  2008/9/16ساعت 6:32  توسط یه عاشق  | 

پیمان بسته بودیم تا همیشه
اما چه زود رسید
عهد بسته بودیم تا همیشه باشیم حتی اگر
                                                        اما...

+ نوشته شده در  2008/9/16ساعت 6:31  توسط یه عاشق  | 

کیه که آخر دیوونگیه
واسه چشات کیه جز من که میمیره
واسه لحن خنده هات
کی برات قصه میگه شبا که خوابت نمیره
کیه پا به پات میاد وفتی که بارون میگیره
کیه وقتی تشنته
تو ابرا بلوا میکنه
اکه یک جرعه بخوای کویر رو دریا میکنه
یه شب موی تورا به صدتا مهتاب نمیده
خودش میسوزه ولی تن به سایه و آب نمیده
اون منم که عاشقونه
شعر چشماتو میگفتم
هنوزم خیس میشه چشمام
وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم
تو شبای پرستاره
هنوزم میگم خدایا
کاشکی برگرده دوباره
اون منم، که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم
هنوزم خیس میشه چشمام
وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم
تو شبای پرستاره
هنوزم میگم خدایا
کاشکی برگرده دوباره
+ نوشته شده در  2008/9/16ساعت 6:31  توسط یه عاشق  | 

خدایا
بادهای نا آرامت را بر من فرو فرست
برگهای پائیزت رو هم فروپوشناده اند
خداوندا
بارانهایت را بر من فرو فرست
گردهای پائیزت روهم را فروپوشناده اند
ای خدای شادی
که روزهای آرام آفتابیت را دوست داشتم
که روزهای آرام آفتابیت را دوست دارم
خدایا
خداوندا
+ نوشته شده در  2008/9/16ساعت 6:30  توسط یه عاشق  | 

یه جورائی نازنین خیلی میخوامت                                       حالیته؟
دل ما بدجوری افتاده تو دامت                                              حالیته؟
خدمون بازیگریم بازی واسه ما درنیار
تا بگی (ف) میخونم END کلامت                                          حالیته؟
تو بگو مارو زدی ، تو بگو مارو زدی ما هم همه جه میگیم آره
حوش دارم خوش باشی تو خیال خامت                                حالیته؟
اون نگاهت اگه بیسته ما میگیریم بیست و یک
خودمون رو 2 میخوابیم زی خالت                                         حالیته؟
همه این حرفا رو گفتم ، همه این حرفا رو گفتم
ولی راستش رو بخوای بدجوری دیوونتم ، خیلی میخوامت       حالیته؟
+ نوشته شده در  2008/9/16ساعت 6:25  توسط یه عاشق  | 

سلام

این آف هارو عزیزترینم برام فرستاده بود

منم گذاشتم اینجا:

dooset daram be 26 zaboon!!!- 01) English : I Love You 02) Persian : Tora doost daram 03) Italian : Ti amo 04) German : Ich liebe Dich 05) Turkish : Seni Seviyurum 06) French : Je t aime 07) Greek : S ayapo 08) Spanish : Te quiero 09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun 10) Arabic : Ana Behibak 11) Iranian : Man doosat daram 12) Japanese : Kimi o ai shiteru 13) Yugoslavian : Ya te volim 14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida 15) Russian : Ya vas liubliu 16) Romanian : Te iu besc 17) Vietnamese : Em ye^u anh 18) Ukrainian : Ja tebe koKHAju 19) Tunisian : Ha eh bak 20) Syrian/lebanese : Bhebbek 21) Swiss-German : Ch ha di ga rn 22) Swedish : Jag a Iskar dig 23) Africans : Ek het jou liefe >>>PaN

arabe az akhoonde miporse mishe ba kafsh namaz khond? akhoonde javab mide na nemishe. arabe mige Boro Gomsho baba.... man khondam shod!!!!!

dishab delam kheli gereft abre chesham baroni shod az ghoseye doriye to khon jaye ashkam jari shod ta sobh kenare axe to be yade khateratom neshastamo ah keshiam vase rozaye raftemon bedon khoda nemigzare az in hame jafaye to nadare chare bivafa bade margam hasrate to..

Ghasam be eshghemon ghasam,hamash barat delvapasam,ghararnabood injoori she ,yeho beshi hame kasam,rasti chi shod che joori shod,injoori asheghet shodam,shayad migam taghssire tost ta kam she az jorme khodam,be molaghat amadam ,bebin ke del seporde dari,chegoneomri az ehsase eshgh, shodi farari,negaham kon delam ra asheghane hedye kardam,to darya basho man joibare eshgho dar to jari


 
خدا دوست دارد لبی که ببوسد نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم/ بخواب آرام پیش من لبت را بر لبم بگذار مرا لمسم و کن و دل را به این عاشق ترین بسپار بخواب آرام پیش من منی که بی تو میمیرم لبت را بر لبم بگذار
 
وقتی هستی نیستم وقتی نیستی هستم وقتی هستم نیستی وقتی نیستم هستی ای همه ی نیست شده ی هستی هستی من، نیست میشود وقتی تو نیستی
 
خانه سرخ و كوچه سرخ است و خيابان سرخ است عاري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است ده به ده پرچم خشم است كه بر مي خيزد مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است رو سياه است اگر اين شب مردم كش بد تا دم صبح سحر سينه ي ياران سرخ است با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران تا در اين دشت غرور كينه داران سرخ است
 
در حسرت دیدار تو آواره ترینم هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست روبروی تو کیم من ؟ یه اسیر سرسپرده چهره تکیده ای که تو غبار آینه مرده من برای تو چی هستم ؟ کوه تنهای تحمل بین ما پل عذابه ، منه خسته پایه ي پل ای که نزدیکی مثلِ من ، به من اما خیلی دوری خوب نگام کن تا ببینی چهره درد و صبوری کاشکی میشد تا بدونی من برای تو چی هستم از تو بیش از همه دنیا ، از خودم بیش از تو خستم ببین که خستم ، غروره سنگم اما شکستم

زیر بار با تو بودن ، یه ستون نیمه جونم اینکه اسمش زندگی نیست ، جون به لبهام میرسونم هیچی جز شعر شکستن قصه ي فردای من نیست این ترانه ي زواله ، این صدا ، صدای من نیست ببین که خستم تنها غروره ، عصای دستم

غضنفر داشت اظهار نظر میکرد: این جلال آل احمد که هی ازش تعریف میکنن، فقط یه کتاب خوب نوشته که اسمش بوف کوره. یکی گفت: بوف کور که مال صادق هدایته! غضنفر گفت: دیگه بدتر، یه کتاب خوب داره، اونم صادق هدایت براش نوشته!

+ نوشته شده در  2008/9/5ساعت 19:7  توسط یه عاشق  |