به آرامی آغاز به مردن می کنی اگر ...
اگر سفر نکنی
اگر چیزی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدر دانی نکنی
به آرامی آغاز به مردن می کنی ...
زمانی که خود باوری را در خودت بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن می کنی...
اگر برده عادات خود شوی
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
به آرامی آغاز به مردن می کنی...
اگر از حرارت و شور
از احساسات سرکش ، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند
و ضربان قلبت را تند تر می کنند
دوری کنی
به آرامی آغاز به مردن می کنی...
اگر هنگامی که با شغلت و یا عشقت شاد نیستی آن را عوض نکنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
که در تمام زندگیت حداقل یکبار در
ورای مصلحت اندیشی بروی
امروز زندگی را آغاز کن!
کاری امروز بکن!
امروز مخاطره کن!
نگذار که به آرامی بمیری...
شادی را فراموش نکن!
+
نوشته شده در
2008/5/20ساعت 12:54 توسط یه عاشق
|
زندگی شیبی ست
وعشق سیبی ست
و وای بر حال انکه پای بند نظم و ترتیبی ست
واما تو!
قرار نبود ان وقت های تو جایشان را با این وقت های من عوض کند!
قرار نبود عشق هم مثل گیلاس بوسه عیدی وتعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد
قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم!
قرار نبود کسی برای نشکستن دل دیگری بماند!
قرار بود هر کس برای نشکستن دل خودش بماند.
قرار نبود هر چه قرار نیست باشد!
قرار تنها بر بی قراری بودو بس.
گمان نمیکنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد!
اما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش بهانه لالایی های شعر گونه ام را می گیرد
مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بمانداگر اتفاقی که نباید بیافتد افتاد
تنها برایت می نویسم:خودت خواستی تقصیر من نبود!
پس بیا...
زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی های هم باشیم
+
نوشته شده در
2008/5/12ساعت 4:8 توسط یه عاشق
|
+
نوشته شده در
2008/5/12ساعت 4:7 توسط یه عاشق
|
+
نوشته شده در
2008/5/12ساعت 4:6 توسط یه عاشق
|
+
نوشته شده در
2008/5/12ساعت 4:6 توسط یه عاشق
|
هر گاه دفتر محبت را ورق زدي،
هر گاه زير پايت خش خش
برگها را احساس كردي،
هرگاه در ميان ستارگان آسمان
تك ستاره اي خاموش ديدي
براي يك بار در گوشه اي
از ذهن خود نه به زبان،
بلكه از ته قلب خود بگو:
يادت به خير.
+
نوشته شده در
2008/5/12ساعت 4:5 توسط یه عاشق
|
نازم به ناز كسي كه ننازد به ناز خويش
ما را بــه ناز ناز فـــروشــان نيـاز نيست
دوست بي وفا را كمتر از دشمن نمي دانم
سرم قربان آن دشمن كه بويي از وفــا دارد
راست گفتي عشق خوبان آتش است
سخت سوزاند امــــا دلــــكش اســت
كنم هر شب دعايي كز دلم بيرون رود يادش
ولي آهسته مي گويم الهي بـي اثر بـاشــد
+
نوشته شده در
2008/4/25ساعت 2:55 توسط يه تنها
|
همه می خواهند بشر را عوض کنند اما هیچ کس به فکر عوض کردن خودش نیست؟! خودت را بهترین کن تا جامعه بهترین شود.
"تولستوی"
+
نوشته شده در
2008/4/25ساعت 2:53 توسط يه تنها
|