|
صفر نهصد و سی و عشق 093eshgh
|
آموخته ام که : هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد.
آموخته ام که : هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم.
آموخته ام که : انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند.
آموخته ام که : هميشه هميشه بخندم.
آموخته ام که : هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند.
آموخته ام که : به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم.
آموخته ام که : هرگاه که ترسيده ام ، شکست خورده ام.
آموخته ام که : غرور انسان ها را هرگز نشکنم.
آموخته ام که : هرگز وابسته کسي نباشم.
آموخته ام که : زمان زيادي نياز است تا من به آن شخصي تبديل شوم که آرزويش را دارم .
آموخته ام که : يا تو رفتارت را کنترل مي کني يا رفتار تو را کنترل مي کنند .
آموخته ام که : گاهي اوقات از کساني که انتظار دارم در هنگام شکست مرا ياري کنند ، سخت ترين ضربه را خواهم خورد.
آموخته ام که : گاهي اوقات حق دارم عصباني شوم اما اين حق را ندارم که ظالم و ستم کار باشم .
آموخته ام که :
زندگي را از طبيعت بياموزم ،
چون بيد متواضع باشم ،
چون سرو ، راست قامت،
مثل صنوبر ، صبور ،
مثل بلوط مقاوم ،
مثل رود ، روان ،
مثل خورشيد با سخاوت و
مثل ابر با كرامت باشم .
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی.
اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سرزند بی ارزش است....
این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام میشود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار میشد، باز میگردد.
پیشینهٔ تاریخی
تاريخچه كامل و دقيق ولنتاين در دست نيست و آنچه از پيشينه اين روز میدانيم با افسانه درآميخته است. امروزه كليسای كاتوليك به اين نتيجه رسيده است كه حداقل سه قديس به نام والنتاین وجود داشتهاند كه همگی به شهادت رسيده اند، به همين دليل چندين افسانه سعی در بازگوئی تاريخچه اين آئين دارند.
روایت مشهور
در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بودهاست بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشتهاست از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی كه همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند. کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشيش ولنتاين برای او نامهايی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاين تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحي كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی كارتهای ولنتاين مشاهده میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام میشود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان والنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.
شهرهای منتسب به والنتاین قدیس
بر اساس باورهای کنونی، بقایای والنتاین قدیس که در قرن ۱۹ میلادی در قبرستانی باستانی در ایتالیا کشف شد هماکنون در سه شهر رم، دوبلین و گلاسگو نگهداری میشود. بخشی از این بقایا پس از انتقال به یک تابوت طلایی
توسط پاپ گرِگوری شانزدهم به کلیسای کاتولیک وایت فرایر در دوبلین پایتخت جمهوری ایرلند اهدا شد. بخش دیگری از این بقایا که گفته میشود شامل استخوانهای والنتاین قدیس هم هست توسط یک خانواده متمول فرانسوی در قرن
۱۹ به کلیسای فرانسیس مقدس در شهر گلاسگو در اسکاتلند منتقل شد . خارج از حلقههای مذهبی از مردم عادی کمتر کسی از وجوداین بقایا در شهر اطلاع داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۹ تصمیم به انتقال این بقایا به کلیسای دیگری
به نام The Blessed John Duns Scotus گرفته شد. این اقدام توجه گستردهی رسانهها و به طبع آن عموم مردم را به دنبال داشت بهطوری که شهر گلاسگو به خاطر میزبانی والنتاین قدیس شهر عشاق لقب گرفت و از سال ۲۰۰۲ این
شهر در روز والنتاین میزبان فستیوالی به نام فستیوال عشق میباشد.
رسوم والنتاین
در کشورهای اروپایی و امریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتاین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از اداب این روز به شمار میرود. از نظر علمی هم ثابت شدهاست که خوردن شکلات دات یا
همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا میبرد البته نه مصرف بی رویه ان.
در فرهنگ ایرانی
نوشتار اصلی را بخوانید: سپندارمذگان
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، بلکه از چند هزاره پیش از میلاد، جشن هایی برای ابراز مهر و وفاداری و عشق بودهاست. این جشن ها که خوشبختانه هنوز زنده هستند و بین ایرانیان شناخته شده اند سیزده بدر، مهرگان و اسفندگان یا سپندارمذگان هستند. در گاهشماری ایرانی تاریخ این جشن ها بدین ترتیب است : سیزده بدر = تیر روز از فروردین ماه (13 فروردین) مهرگان = مهر روز از مهر ماه (16 مهر) اسفندگان = سپندارمذ روز از اسفندماه (5 اسفند) در واقع سه جشن هزاره ای به جای یک جشن چند سده ای با پیدایش نا مشخص و افسانه ای. که اسفندگان یا سپندارمذگان دقیقا چند روز پس از روز والنتاین رومی است. سپندارمذگان جشن گرامیداشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز مردان به زنانان خود، با محبت هدیه میدادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی می نشاندند و از آنها اطاعت میکردند.
اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کردهاند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.
این پست رو برای معرفی خودمون فرستادم
من سامان (عاشق) مدیر هستم
و دوستم شاهو (تنها) همکارمه
من ۱۸ سالمه (تقریبا") و متولد خرداد۱۳۶۹ هستم
ولی شاهو ۲۱ سالشه (تقریبا") و متولد ۱۳۶۶ هستش
هردومون اهل سنندج در استان کردستان هستیم
بسته (پیشاپیش روز عشاق یا والنتاین مبارک)![]()
![]()
![]()
![]()
من کسی رو ندارم که بهش تبریک بگم![]()
![]()
خيره مي شوم به عقربه ها
مي شمارم لحظه هاي بودنت را
چشمانم را كه مي بندم
گاه گاهي برايم مي خواني
دفتر سفيدم را مي گشايم
مي نشينم در خلوت اتاقم
و از سرماي نبودنت خود را در آغوش مي كشم
و سكوتِ لحظه هايم را مي نگارم
ازآفتاب پرسیدم محبت چیست؟ گفت: ازمن سوزانتراست.
ازشمع پرسیدم محبت چیست؟ گفت:ازمن عاشق تر است.
از خود محبت پرسیدم محبت چیست ؟گفت: تنهایک نگاه است..
چشمی که هر نگاهی زیباییش ستوده است
هر شب به خواب بینم لب بر لبم گذاری
جور غمت کشیدم عمری به حال زاری
ناز غرور و خشمت هر روز و شب کشیدم
از دشمنان چه گویم از دوست هم بریدم
به زندان دلت افتاده بودم
اگر چه حكم چشمانت ابد بود
براي مرگ هم آماده بودم.........