تبليغاتX
اَلّلهمَ صَلِّ عَلی محَمًّد وَ آلِ محَمًّد اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَّهُ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الاَرْضِ مَن ذَا الَّذِى يَشفَعُ عِندَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَينَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطونَ بِشىْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السمَوَتِ وَ الاَرْض وَ لا يَئُودُهُ حِفْظهُمَا وَ هُوَ الْعَلىُّ الْعَظِيمُ لا إِكْرَاهَ فى الدِّينِ قَد تَّبَينَ الرُّشدُ مِنَ الغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمْسك بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انفِصامَ لَهَا وَ اللَّهُ سمِيعٌ عَلِيم اللَّهُ وَلىُّ الَّذِينَ ءَامَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطغُوت يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلى الظلُمَتِ أُولَئك أَصحَب النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ الا بذکر الله تطمئن القلوب دل نوشته ها

 

 دل نوشته ها

        بدون شرح و با معنی!! از...

سلام

این پست با بقیه پستهای این وبلاگ آسمون تا زمین فرق داره

این پست یک معرفی هستش

معرفی یک هنرمند ایرانی به اسم زهره غفاری که واقعا کارهاش محشره (من که خیلی خوشم اومد)

این زهره خانم غفاری ۱۸ سال سن داره ولی به اندازه یک هنرمند گرافیکی که ۵۰ سال کار کرده کارهاش زیبا و با معنی هستش

نمیخوام الکی خودمو شیرین کنم ولی واقعا از عکساش فیض بردم

چند تا از عکساشو در قسمت زیر قرار دادم ( بر روی عکسها مکث کنید تا توضیحات آن نمایان شود )

هر کدوم از عکسها باز نشدن روی اون راست کلیک کنید و گزینه SHOW PICTURE را انتخاب کنید

اولی رو با دقت بخونید

دعوتنامه نمایشگاه آثار گرافیک زهره غفارزاده

من (13 بدر 87)

me & colors & my foot

کفشهای گلی من (کوه سلان/کندوان)

لاله وحشی ( کوه سلطان/کندوان)

my room

kalagh

kalagh

jجوجه اول بهار :دی

دکتر پوران شریعت رضویmy love  ( عکس از زهره )

بزرگمهر حسین پور

فرهاد مهراد

فرهاد مهراد

فرهاد مهراد

فرهاد مهراد

دکتر پوران شریعت رضویmy love

دکتر پوران شریعت رضویmy love

آتیش 4 شنبه سوری 86

آتیش 4 شنبه سوری 86

خواهرم

سبزه عید مادر بزرگ(نوروز 86)

سایه دوستام

سبزه عید مادر بزرگ(نوروز 86)

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/29ساعت 23:56 توسط یه عاشق

  

        آلبرت انیشتین
آلبرت انیشتین : مهم نیست انسان مهمی باشی مهم اینه انسان مفیدی باشی

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/25ساعت 22:33 توسط یه عاشق

  

        دل...

دل ميگيرد و ميميرد و هيچ كس سراغي از آن نمي گيرد ادعاي خداپرستيمان دنيا را سياه كرده ولي ياد نداريم چرا خلق شده ايم غرورمان را بيش از ايمان باور داريم حتي بيشتر از عشق!

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/22ساعت 1:47 توسط يه تنها

  

        کاش...
کاش در دهکده عشق فراوانی بود

توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف بهم می کردیم

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود...!

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/22ساعت 1:45 توسط يه تنها

  

        خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/10ساعت 21:15 توسط یه عاشق

  

        ناله هاي عاشقانه...
پرم از حس ترانه
پر از سردرد شبانه
بغضي از جنس ترانه
ساز ناكوك زمانه
پرم از سايه آفتاب
پرم از تابش مهتاب
پرم از شعر و سرود
پرم از عطر سجود
شبهاي دلتنگ سپيده
صداي نتهاي كشيده
عطر سرخ لاله بودن
متن خوب نامه بودن
عكسي از ديروز دور
بادي از فصل غرور
پرم از دروغ بي فروغ
پرم از رنگ سحرگاه
پرم از اشكهاي عاشق
پرم از بيهوده بودن
پرم از شعر دهان
گم شده در وزن و زمان
پرم از ناله روشن
حيف از اين ترانه من
پرم از خلق ترانه
ناله هاي عاشقانه

-----------------

ارسال شده توسط بهروز از آبادان

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/10ساعت 20:47 توسط یه عاشق

  

        یا رب...
یا رب دل پاک و جان آگاهم ده

آه شب و گریه سحرگاهم ده

در راه خود اول ز خودم بیخود کن

بیخود که شدم از خود به خود راهم ده

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/06ساعت 22:45 توسط یه عاشق

  

        جمله های پشت کامیونی
دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی !
دل ندادم که به من ساندویچ و دلمه دهی ! 
-------------------------------------------
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای ! 
-------------------------------------------
دست علی به همرات
دلم دادم بری باهاش حال کنی
نکه بری جیگرکی بازکنی !!
-------------------------------------------
به تو ديگر نتوان کرد سلام
به تو ديگر نتوان بست اميد
به تو ديگر نتوان انديشيد
که تو ديگر گل ناز همه اي. 
-------------------------------------------
بيادگار نوشتم خطي به دلتنگي
به روزگار نديدم رفيق يكرنگي 
-------------------------------------------
تو هم خوشگلي

بر چشم بد لعنت

هلاكتم چلو كباب

گشتم نبود ؛ نگرد نيست
********* 
-------------------------------------------
کوه رنج مادر
.
سلطان غم پدر 
-------------------------------------------
كوچولو كجا ميري ؟ 
-------------------------------------------
سر بشکند
دست بشکند
پا بشکند
.
.
.
.
دل نشکند 
-------------------------------------------
کوه رنج مادر
.
.
.
سلطان غم پدر 
-------------------------------------------
خواهي که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسي باش که خواهان تو باشد 
-------------------------------------------
عشق تو مرا چو سوزني زرين كرد
هرکس كه مرا ديد تورا نفرين كرد 
-------------------------------------------
خوشگلي بانمکي يک رخ زيبا داري
بي جهت نيست که در کنج دلم جا داري
-------------------------------------------
تو که بي وفا نبودي دیوونه ی  روانی ِ  بی شعور 
-------------------------------------------
در بيابانها اگر صد سال سرگردان شوم
به از انكه در وطن محتاج نامردان شوم 
-------------------------------------------
در قمار زندگي عاقبت ما باختيم
بسکه تکخال محبت بر زمين انداختيم 
-------------------------------------------
دييوونتم رواني 
-------------------------------------------
بوق نزن ژيان . . . . . . . . . . . . ميخورمتا 
-------------------------------------------
داداش مرگ من يواش 
دنبالم نیا اسیر میشی 
زيبا رويان بي وفايند
-------------------------------------------
من ميروم............ ....
..... ......... .تو هم بيا 
-------------------------------------------
رو باك كاميونا كه ديدم زياد مينويسن :
شكمو !!!
یا
بخور نوش جان !!!
یا
الهي كوفتت بشه !!! 

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/05ساعت 21:0 توسط یه عاشق

  

        سوالات عجیب و غریب
مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی دارد جایزه یک میلیون دلاری آن را ببرد.
سوالات را بخوانید
1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف- 116 سال
ب- 99 سال
ج- 100 سال
د-150 سال
او نمی تواند به سوال جواب بدهد
2-کلاه های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف- برزیل
ب- شیلی
ج- پاناما
د- اکوادر
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر در خواست کمک میکند
3-روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟
الف- ژانویه
ب- سپتامبر
ج- اکتبر
د- نوامبر
خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند
4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف- ادر
ب- آلبرت
ج- جرج
د- مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می کند
5-نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف-قناری
ب- کانگورو
ج- توله سگ
د- موش
در اینجاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می دهد
جواب ها
اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه جواب ها را می دانید و به این بنده خدا کلی خندیده اید بهتر اول جواب ها رو مطالعه کنید


1- جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید
2- کلاه پاناما در اکوادر تولید می شود
3- انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود
4- اسم شاه جرج آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پا دشاهی به جرج تغییر نام داد
5- توله سگ اسم لاتین آن اینسولاریا کاناریا است که یعنی جزایر توله سگ

نتیجه اخلاقی : لطفا به اطلاعات رو هواتون ننازید

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/04ساعت 4:36 توسط یه عاشق

  

        روز مادر گرامی باد!!!

روز مادر گرامی باد!!!

 

مادر

بازدید کننده های محترم این جمله رو بخونید

من سامان به نوبه خودم از مادر مهربانم تشکر میکنم و آرزو دارم سایه تمام مادران همیشه بر روی خانواده باشه و بمونه

یک صلوات برای شادی روح اون مادرائی که الان زنده نیستن بفرستید و این جمله رو برای دوستانتون سند کنید

 

برای دیدن سایر تصاوير به ادامه مطلب برويد.


ادامه مطلب

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/04ساعت 1:3 توسط يه تنها

  

        حصرت دیدار تو...

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/03ساعت 2:35 توسط یه عاشق

  

        دوستی که تا نداره...
با یه شکلات شروع شد
من یه شکلات گذاشتم تو دستش
اونم یه شکلات گذاشت تو دست من
من بچه بودم اونم بچه بود
سرمو بالا کردم
سرشو بالا کرد
دید که منو میشناسه
خندیدم
گفت دوستی؟
گفتم دوست دوست
گفت تا کجا؟
گفتم دوستی که تا نداره
گفت تا مرگ؟
خندیدم و گفتم:من که گفتم تا نداره
گفت باشه
تا پس از مرگ
گفتم نه نه نـــه نه تــا نداره
گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن
یعنی زندگی پس از مرگ
بازم با هم دوستیم؟
تا بهشت تا جهنم؟
تا هرجا که باشه من و تو با هم دوستیم؟
خندیدم گفتم:تو براش تا هرجا که دلت میخواد یه تا بزار
اصلا یه تا بکش
از سر این دنیا تا اون دنیا
اما من اصلا براش تا نمیزارم
نگام کرد، نگاش کردم
باور نمیکرد
میدونستم اون میخواست حتما دوستی ما تا داشته باشه
دوستی بدون تا رو نمیفهمید

زندگی یعنی چکیدن       همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت        گم شدن در نرمی عشق

گفت بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم
گفتم باشه
تو بذار
گفت شکلات
هربار که همدیگه رو میبینیم
یه شکلات مال تو یکی مال من
باشه؟
گفتم باشه
هربار یه شکلات میزاشتم تو دستش
اونم یه شکلات تو دست من
باز همدیگه رو نگاه میکردیم
یعنی که دوستیم
دوست دوست
من تندی شکلاتمو باز میکردم
میزاشتم تو دهنم و تندو تند میمکیدم
میگفت شکمـــو تو دوست شکموی منی
و شکلاتشو میزاشت تو یه صندوقچه کوچولوی قشنگ
میگفتم بخورش
میگفت تموم میشه
میخوام تموم نشه
برای همیشه بمونه
صندوقش پر از شکلات شده بود
هیچکدومشو نمیخورد
من همشو خورده بودم
گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن، یا کرما
اونوقت چکار میکنی؟
گفت مواظبشون هستم
میگفت میخوام نگهشون دارم
تا موقعی که دوست هستیم
و من شکلاتامو میزاشتم توی دهنمو میگفتم: نه نه نــه
تا نه
دوستی که تا نداره

تو کدوم کوهی که خشکید        از تو دست تو میتابه
چشم چشمه ابر ایثار              روی سینه تو خوابه

یک سال، دوسال، چهار سال، هفت سال، ده سال، بیــست سالش شده
اون بزرگ شده، منم بزرگ شدم
من همه شکلاتامو خوردم
اون همه شکلاتاشو نگه داشته
اون آمده امشب تا خداحافظی کنه
میخواد بره
بره اون دور دورا
میگه میرم اما زود برمیگردم
من که میدونم میره و برنمیگرده
یادش رفت شکلات به من بده
من که یادم نرفته
یه شکلات گزاشتم کف دستش، گفتم این برای خوردنه
یه شکلات هم گزاشتم کف اون دستش، اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت
یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتاش
هردوتارو خورد
خندیدم
میدونستم دوستی من تا نداره
میدونستم دوستی اون تا داره
مثل همیشه
خوب شد همه شکلاتامو خوردم
اما اون هیچ کدومشو نخورده
حالا با یه صندوق
پر از شکلاتای نخورده
چکار میکنه؟

این دیگه فکر نداره        وقتی میشنوی میگم
تو برو باهام نمون         حتی اسممو نیار
اگه یک شب دیگه         زیر بارونا قدم زدی بدون
که تمام فکر من پیش تو بود
مثل تو تو زندگیم هیچکی نبود

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/04/03ساعت 0:37 توسط یه عاشق

  

        دوستي از دوجنس مخالف - ارتباط دختر و پسر و شرايط آن(1)

دوستي از دوجنس مخالف

ارتباط دختر و پسر و شرايط آن(1)

مردوزن

يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.

 

بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.

 

گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.

 

در اين مقالات ، سعي خواهد شد تا چارچوب ارتباط با جنس مخالف، كه گاهي براي انتخاب همسر لازم است، طبق معيارهاي اسلامي و اخلاقي بيان گردد تا نوجوانان عزيز از شرايط آن مطّلع گردند. اما پيش از بيان اصول ارزشي و اخلاقي ارتباط، لازم است تعريف دوستي با جنس مخالف بيان گردد ـ تا خداي ناكرده ـ جوانان عزيز به اين عمل ضدارزشي و حرام گرفتار نشوند.

 

 تعريف «دوستي دختر و پسر»

بر اساس قواعد كلي حاكم بر ارتباط ميان فردي، نمي توان هر ارتباطي را «دوستي دختر و پسر» ناميد، بلكه مي توان گفت: «دوستي دختر و پسر» يعني: ارتباطي كه بين دو جنس مخالف وجود دارد و در اين ارتباط، محبت، صميميت، عشق و علاقه ي قلبي ويژه وجود دارد و از اين رو، ارتباط دو كودك يا ارتباط تحصيلي يا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، كه براي اهداف خاصي است، نمي تواند از مقوله دوستي دختر و پسر باشد.

 

 انگيزه هاي برقراري ارتباط با جنس مخالف

1. وعده ازدواج: يكي از بهانه هاي ارتباط بين پسران و دختران وعده ازدواج از ناحيه پسر است و معمولا با اين وعده ها پسران با دختران ارتباط پيدا مي كنند. در حقيقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با يكديگر رفاقت كرده، سعي مي كنند نيازهاي عاطفي همديگر را برآورده كنند، اما حقيقت امر اين است كه اين وعده ها در حدّ خيال بافي مي مانند و جامه عمل نمي پوشند; زيرا خانواده  چنين افرادي را در حدّ لازم پخته و شايسته براي ازدواج نمي يابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوي پسر اگر هم صورت گيرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو مي شود و حتي اگر پسر به خواستگاري دختر نيز برود، خانواده دختر چنين ازدواجي را نمي پسندند. بنابراين، وجود فكر ازدواج در بين دختران و پسران تنها نوعي ساز و كار دفاعي براي ايجاد رضايت خاطر و رهايي از اضطرابي است كه در نتيجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهاي خانواده و جامعه صورت مي گيرد.

بهترين روش ايجاد ارتباط، در پرتو اصول ديني است كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاري كند و تحت نظارت والدين تحقيقات ادامه يابند و از خصوصيات همديگر مطلع شوند.

2. انگيزه جنسي: از انگيزه هاي ديگر ارتباط دختر و پسر بهره بري جنسي است. اين پديده در ميان اقشاري از جامعه كه از لحاظ رشد فكري و فرهنگي در انحطاط شديدي به سر مي برند، بيشتر ديده مي شود. اين افراد براي ارضاي غرايز جنسي خود، همه ي ارزش هاي خانوادگي و فردي خود را قرباني مي كنند و دست به رفتاري مي زنند كه براي اغلب افراد جامعه، بسيار پست تلقّي مي شود.

چنانچه اين ارتباط هاي ناپسند منجر به رابطه ي جنسي بين دختر و پسر شوند مشكلات زيادي را براي دختر، كه قرباني اصلي اين رابطه است به دنبال مي آورد. اشتغال ذهني درباره ي اين موضوع كه مبادا اين ارتباط براي او در آينده مشكل ساز باشد، تعادل رواني او را به نحو چشم گيري بر هم مي زند و فشار رواني زيادي بر او تحميل مي كند.

چنين دختراني در ازدواج با مشكل روبه رو مي شوند و حاضر به ازدواج نيستند و زماني كه با فشار خانواده روبه رو مي شوند و تن به ازدواج مي دهند، هميشه نگران افشاي رابطه گذشته خود هستند و از اينكه همسرشان از رابطه مخفي آن ها در گذشته آگاه شود رنج مي برند.

 

3. توهّم قدرت و جاذبه: يكي ديگر از انگيزه هاي دوستي با جنس مخالف اين است كه پسران داشتن دوست دختر را يك قدرت اجتماعي براي خود تصور مي كنند و دختران نيز داشتن يك دوست پسر را يك جاذبه فردي و اجتماعي براي خود به حساب مي آورند.

 اما طول نمي كشد كه پي خواهند برد اين قدرت نمايي و جاذبه ارائه شده به قيمت از دست دادن بسياري از جاذبه ها و قدرت هاي اجتماعي و شخصيتي ديگر تمام شده، در نتيجه، دوستي ها به پايان مي رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندي خويش، دنيايي از تعارض را در درون دختر و پسر باقي مي گذارد.

 

4. پناه جويي به يكديگر: دختران و پسراني كه مورد بي محبتي در خانواده قرار مي گيرند و از وضعيت رواني و اجتماعي خويش ناراضي هستند و در اين زمينه، خود را سرگردان و آشفته مي يابند، از طريق برقراري روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد كسب رضايت و يا به عبارت ديگر، به دنبال يافتن شرايطي هستند كه براي آن ها اطمينان خاطر و رضايتمندي بيشتري فراهم كند و پناه گاهي براي جبران كمبود محبت خود فراهم سازند.

  اما اطمينان خاطري كه دختران و پسران از طريق برقراري دوستي بين خود جستوجو مي كنند هيچ گاه حاصل نمي شود; زيرا اين روابط پنهاني و به دور از چشم خانواده صورت مي گيرد. به همين دليل، دختر و پسر بايد وقت و توان زيادي صرف كنند تا بتوانند زمينه اين رابطه را فراهم كنند و تحمل ترس و اضطراب مستمري كه دو طرف بايد تحمّل كنند تا اين روابط از چشم آشنايان پنهان بماند، رضايتمندي و آرامشي را كه به دنبال آن هستند خنثي خواهد كرد.

 ادامه دارد...

در مقاله ي بعد  به آثار ارتباط با جنس مخالف خواهيم پرداخت ودرمرحله ي بعدي به شرايط يک ارتباط صحيح مي پردازيم.

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/31ساعت 19:20 توسط یه عاشق

  

        حالا چه وقت زاريه

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/31ساعت 18:38 توسط یه عاشق

  

        انتظار

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/28ساعت 17:30 توسط یه عاشق

  

        عاشقي يعني ديوانگی
چقدر كلمه عشق برايم غريب شده است!!!
كلمه اي كه امروزه شده بازيچه ي لبهاي دخترك ها و پسرك هايي
كه براي رسيدن به خواسته هاي غير انساني خود از آن استفاده مي كنند.
عشق !
هر چه فكر مي كنم نمي دانم مفهوم اين كلمه چيست.
يعني واقعا عشق همان كلمه اي است كه آنها ازش استفاده مي كنند.
بهتر است سري به گذشته ها و به عشق هاي گذشته بزنيم . آنها
معني واقعي عشق را فهميدند و درك كردند . عشق هاي زيبايي هم
مانند شيرين و فرهاد . ليلي ومجنون .
اما نه نمي شود اين عشق ها را هم باور كرد . دارم كم كم به اين باور
مي رسم كه عشق گذشته هم كذايي وزود گذر بوده. واي خداي من !
من بجاي اينكه عاشق بشوم دارم متنفر مي شوم .يعني چه بر سر من و
اين آدمك ها آمده كه يكي از بهترين و قشنگ ترين احساس
آدمي را فراموش كرده ايم . گويند زندگي بدون عشق مرگ است .
پس مرگ زندگي ما آدم ها نزديك است...
عاشقي يعني ديوانگی

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/26ساعت 14:29 توسط یه عاشق

  

        تراوشات ذهنی شب امتحان یه دانشجو!!!
تراوشات ذهنی شب امتحان یه دانشجو :

، شب شبی بیکران بود

دفتر و جزوه مان پاره پاره ،

چشم ها خیس و گریان ،

ز استاد و نمره بسی ترسمان بود !

غریبه که نیستی عزیزم ،

شب شب امتحان بود ...

i: شبی آمد که یادی از خدا بود !

در آن شب جملگیمان پاک و زاهد ،

دل از یاد رخ دلبندکان گویی جدا بود !

نماز و سجده و اسماء اعظم

به یاد روزهای بی خیالی ،

جدا از خنده و دیوانگی ها ،

کنون « العفو یا رب » توبه مان بود !

* * *

* * *

ولی امشب یه جور دیگری بود

خودمان نیز می کردیم تعجب !

چرا امشب دگرگون حالمان بود ؟

ز چه رفتارمان چون آدمان بود !

* * *

: میان جزوه های نانوشته ،

میان درس هایی که نخواندیم ،

چه ساعت ها که با خود فکر کردیم ،

چرا خاک سیاه بر سر فشاندیم ؟!

چرا کاری بکردیم ما که امشب ،

چنان چون خر به گِل اینگونه ماندیم ؟!

* * *

: فرار عقربه از چنگ ساعت ،

همی بگذشت پی در پی دقایق

زمان چابک تر است انگار امشب

و ما را حالتی چون غرقه قایق !

* * *

: هنوز از این کتاب فصلی بمانده ،

هنوزم جزوه ها ناخوانده مانده ...

* * *

و این درسی که دشمن بود آن شب ،

همان درسی که پیچاندیم استادش ، همان بود !

همان « بیخیک بابا ، جدی نگیرش » !

همان که گفتیم « آسان است » ، همان بود !

* * *

: خروسخوان از سحر فریاد می داد

دگر اکنون شبمان رفته بر باد

سیاهی رخت بر بسته از این شب ،

سپیدی سحر می کرد بیداد !

و ما دلهایمان در سینه لرزان ،

و ما دستان و پاهامان ، رعشه

فشار خونمان هر دم می اُفتاد !

* * *

چقدر نا آشنایند این سوالات !

چه بد خط می نویسد آن جلویی !

چه برقی میزند چشم مراقب !

چه خون آشام مانند است استاد !

: * *

در آن هاگیر و واگیر از درونم ،

شنیدم که ندایی ناله سر داد

در آن آشفته بازار ندامت ،

صدایی این چنین می کرد فریاد :

خودت کردی که لعنت بر خودت باد

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/26ساعت 0:27 توسط يه تنها

  

        تولدم مبارک

تولدم مبارک

HappY BritH DaY ME

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/24ساعت 14:22 توسط یه عاشق

  

        تقدیم با عشق

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/24ساعت 14:5 توسط یه عاشق

  

        عقل و شهوت
فرشتگان عقل داد بدون شهوت , حیوانات را شهوت داد بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل.هر انسانی عقلش به شهوتش غلبه کند بهتر از فرشتگان است .هر انسانی شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حیوانات است

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/21ساعت 15:21 توسط یه عاشق

  

        پیامک
مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي‌كنند، بر اثر كمبود حوصله طلاق مي‌دهند، و بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي‌كنند

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/21ساعت 15:18 توسط یه عاشق

  

        بعد برو

صبر كن عشق زمین گیر شود - بعد برو
                                    یا دل از دیدن تو سیر شود – بعد برو
ای پرنده به كجا؟! قدر دگرصبر بكن
                                    آسمان پای پرت پیر شود – بعد برو
باش با دست خود آیینه را پاك بكن
                                    نكند آیینه دلگیر شود – بعد برو
یك نفر حسرت لبخند تو را می بارد
                                    خنده كن عشق نمك گیر شود – بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد
                                    باش تا خواب تو تعبیر شود – بعد برو.

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/21ساعت 15:15 توسط یه عاشق

  

        مثبت یا منفی؟!
هر انسانی چهار نوع فركانس مغزی داره:
1 - بتا كه همون حالت بیداری كامله و ضمیر خود آگاه ما توش فعاله.
2 - آلفا _ خلسه _ ترنس.
3 – تتا _ امواج تله پاتی.شهود.روشن بینی.
4 – دلتا.یعنی خواب عمیق كه توی اون رویا می بینیم.
هنوز زوده كه در مورد تتا صحبت كنیم ، چون باید پله پله بریم. ما فعلا" با آلفا و بتا كار داریم.
بتا بیداری كامله یعنی همین حالتی كه الان توش هستید.وقتی می خوایم بخوابیم، درست قبل از خواب، كه خواب آلوده می شیم، یك حالتی بین خواب و بیداری به وجود میاد كه بهش می گن آلفا.( البته در حالت هایی هم كه روی چیزی ، شدیدا" تمر كز می كنیم آلفا به وجود میاد. )بعد می خوابیم و خواب می بینیم یعنی به حالت دلتا می ریم و بعد دوباره بیدار می شیم یعنی دوباره بتا شروع میشه.یعنی در طی روز و شب، ما این مسیر رو از نظر فركانس های مغزی داریم(از راست به چپ بخونین):
بتا------- آلفا------- دلتا-------- آلفا--------- بتا.
ما در آلفا در بالاترین حالت تلقین پذیری قرار داریم.جالبه بدونین آدم ها وقتی هیپنوتیزم می شن، در حالت آلفا قرار می گیرند. پس یه جور هایی می شه گفت ما بیست دقیقه قبل از خواب و بیست دقیقه بلافاصله بعد از بیداری در حالت هیپنوتیزم هستیم.چون در آلفا هستیم! افكار ما در بیست دقیقه قبل از خواب، درحالات بعد از بیداری ما تاثیر داره. اگه آدم آلفا و دلتای آرومی نداشته باشه ، یعنی قبل از خواب پر از افكار منفی باشه، در طول آلفا و بتای بعدی هم(یعنی بعد از بیدار شدن)،باز افكار منفی باهاش خواهد بود و این بار شدید تر!چون در زمان آلفا كه در بالاترین حالت تلقین پذیری بوده، كلی فكر و احساس منفی رو وارد ضمیر نا خود آگاهش كرده!واسه ی همینه كه بعضی وقت ها آدم 15 ساعت می خوابه اما با خستگی بیدار می شه و گاهی 3 ساعت می خوابه و با انرژی بیدار می شه!
یه نكته ی مهم كه خوبه كه بدونین: پیك آلفا چیه؟
یادتونه كه گفتم بیست دقیقه قبل از خواب و بیست دقیقه بعد از بیداری در آلفا هستین؟ بالاترین سطح آلفا در لحظه ایه كه داره خوابتون میبره و درست در لحظه ای كه بیدار می شین. به اون می گن پیك آلفا.
از نظر حالتی كه آدم ها در امواج آلفای قبل از خوابشون دارن، آدم ها به سه دسته تقسیم می شن:
1 - انسان هایی كه قبل از خواب،مثبت اما رویایی می اندیشند.
2 - انسان هایی كه قبل از خواب،مثبت اما واقعی می اندیش
3 – انسان هایی كه قبل از خواب، منفی و منفی و منفی می اندیشند!
لطفا" فكر كنید ببینید شما جزو كدوم دسته هستین؟ به خودتون هم، دروغ نگین، اگه جزو اون هایی هستین كه قبل از خواب همه ی غصه های زندگیتون رو مرور می كنید و یا به حوادث و اتفاقاتی كه ناراحتتون كرده ، فكر می كنید، اون وقت باید بگم متاسفانه جزو دسته ی سومین! اگه یه آدمی ناراحتتون كرده و شما تو خلوت قبل از خوابتون، دارید مرور می كنید كه چه كارهای بدی كرده، یادتون باشه دارید باعث می شین كه اون رفتار در اون آدم تكرار بشه!
شاید چیزی كه می خوام بگم عجیب باشه اما این رو به یاد داشته باشین یك عالمه از حوادث زندگیتون رو بر اساس این كه در حالت آلفا چه طوری فكر می كنین، می سازین! چه آلفای قبل از خواب و چه در زمان هایی كه روی چیزی تمركز می كنین و در اصل دچار خلسه كه اسم دیگه اش هم ترنسه ، می شین. ذهن شما ، مثل قابلمه ی جادوگری می مونه! چی توش می پزین؟
حالا می خوام یه جادوگر ترسناك بشم و یادتون بندازم وقتی یك دفعه می رین توی عالم هپروت و ساعت ها به مشكلات مالی ، یا عشقی،یا شكست های زندگیتون فكر می كنین یا به این كه اونقدر كه باید خوب باشین ، نیستین، یادتون باشه توی یك حالت خلسه قرار گرفتین و امواج آلفا تولید كردین! و در بالاترین حالت تلقین پذیری، یه جور هایی بدون این كه خودتون بدونین، خودتون یا دیگران رو ، هیپنوتیزم كردین و دارین باعث می شین تا همه ی اون چیز های بد در روز های آینده به شكلهای جدید برای شما یا دیگران، تكرار بشه!!! حتی وقتی اینقدر غرق دیدن یه فیلم غمگین می شین كه خودتون رو جای قهرمان اون می گذارین، و های های گریه می كنین ، لطفا" مراقب امواج آلفایی كه تولید می كنین باشین! دوست دارین اون حوادث رو واسه ی خودتون بسازین؟!
ببینم...مادر بزرگ مریضتون رو هر شب موقع خواب به همراه همه ی مریضی هاش مجسم می كنین و فكر می كنین چه نوه ی خوبی هستین كه به یادشین؟! یا دوستتون رو با همه ی گرفتاری های مالیش؟! و بعد هم بهش می گین همه اش به یادتم! وای.... ما بدون اینكه بدونیم، با عزیزانمون چه می كنیم!!!... می دونین شما با تصور اون ها به شكل های بد ، كمك می كنین تا همون شكلی بشن؟! در اصل هر چی در حالت آلفا توی قابلمه ی ذهنتون بریزین آش شله قلمكاریه كه نصیب خودتون میشه! یا نصیب اون بیچاره ای كه دارین تو قابلمه ی آلفای ذهنتون می جوشونیدش!
خوب ! حالا كه به اندازه ی كافی ترسوندمتون، بهتون امیدواری می دم كه ما با هم تمرین می كنیم و خیلی چیز ها رو درست می كنیم! اما پله پله! باشه!؟ اگه نا آگاهانه خیلی حوادث رو به زندگیمون دعوت كردیم، حالا آگاهانه اون ها رو درست می كنیم! این رو هیچ وقت فراموش نكنین كه ما نا آگاهانه داریم همه ی نیروهامون رو در ساخت حوادث استفاده می كنیم، پس بهتره اون ها رو بشناسیم و آگاهانه، برای ساختن حوادث خوب ازشون استفاده كنیم!
تمرین : این یه تكنیك بوداییه، به نام بعدی!
مشارطه كنین كه كنترل فكرتون رو در یك ساعت به عهده بگیرین و به هیچ فكری كه تولید ماند می كنه، فكر نكنین.اگه در طی مراقبه ، فكری به سراغتون اومد كه منفی بود ، اصلا" خودتون رو شماتت نكنین! فقط سریع به خودتون بگین: بعدی! و یه فكر دیگه رو جایگزینش كنید. اگه فكر بعدی هم منفی بود باز بگین بعدی و برین سراغ فكر بعدی. اینقدر كه یه فكر مثبت به وجود بیاد. مكاشفه و تشكر از خودتون در دفتر مراقبه یادتون نره!
می دونم كار خیلی سختیه اما یادتون باشه مردی كه كوه رو جابه جا كرد ، همون بود كه اولین سنگریزه رو برداشت!

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/21ساعت 14:53 توسط یه عاشق

  

        چند پیامک عاشقانه
بزرگترین ثروت:جواني
بزرگترين خاطره:اشنايي
بزرگترين تجربه:عشق
بزرگترين ارزو:وصال
بزرگترين نعمت:خوشبختي
بزرگترين غم بي وفايي
بزرگترين درد جدايي
بزرگترين اندوه :مرگ
بزرگترين بلا :نااميدي

سعي کن به خاطر کسي که دوستش داري، غرورت رو از دست بدي. ولي مواظب باش که بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي

مي دوني چرا همه ستاره ها دور تو جمع مي شن؟چون دنيا فقط يه ماه داره اونم تويي

سرنوشت ننوشت گر نوشت بد نوشت اما باور كن نمي توان سرنوشت را از سر نوشت

سلام...ببخشيد مزاحم شدم...خواستم بدونم شهرام جزايري خونه شما نيست؟ اگه نيست بفرست براي نفر بعدي(طرح جستجوي خانه به خانه براي يافتن شهرام جزايري

در دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است

ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟ . . . . نميدوني؟ . . . . . . . . . . . . . . قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني

شكسپير ميگه: فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني

ميشه مثله يه قطره اشک بعضي هارو از چشمات بندازي ! ولي هيچ وقت نميتوني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتنه بعضي ها از چشات جاري ميشه

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/21ساعت 2:53 توسط یه عاشق

  

        شعر
همیشه خسته شبهای شاعرانه منم
                                       کجاست فرصت یک لحظه با تو زیستنم؟
اگرچه باعث تشویش و اضطراب منی
                                       هنوز در شک و تردید انتخاب منی
همیشه عشق تو آغاز اعتراف من است
                                       اسیر بازی ذهن خیالباف من است
دلم گرفته از این روزهای تکراری
                                       و مانده ام که چه اندازه دوستم می داری
چقدر این دل تنهای من تحمل داشت
                                       برای اینهمه عاشق شدن تحمل داشت
و عشق های زمینی که پایبندم کرد
                                       کنار نام تو دلتنگی مرا کم کرد
توئی که زندگی عاشقانه لایق توست
                                       تمام هستی من مدتیست عاشق توست
تمام زندگیم بی تو بوی غربت داشت
                                       و از سکوت غم انگیز من شکایت داشت
به شکوه های دلم رنگی از سکوت بزن
                                       برای خستگی ام لحظه ای فلوت بزن
منم که بعد تو تندیس مرگ خواهم شد
                                       و زیر بارش غم خیس مرگ خواهم شد
نخواه بعد تو بازیچه غزل بشوم
                                       و در هوای غزلهای بی تو حل بشوم
من این همیشه پرواز را نمی خواهم
                                       هوای اینهمه ایجاز را نمی خواهم
همیشه دل خوش پایان راه می مانم
                                       شروع جاده و آغاز را نمی خواهم
بهار چله چله های پس از تو تعطیلی است
                                       چگونه اینهمه آواز را نمی خواهم
اگرچه پنجره ها روبروی من باز است
                                       پس از تو جرات پرواز را نمی خواهم
دلم گرفته ولی بعد رفتنت دیگر
                                       غروب و پنجره باز را نمی خواهم
نگیر فال ببند این کتاب را حتی
                                       پس از تو حافظ شیراز را نمی خواهم
شبی نیاید از این شعرها عبور کنی
                                       مرا دوباره از این عاشقانه دور کنی
از انحنای خیابان توئی که رد شده ای
                                       چه زود رسم بد شهر را بلد شده ای
برای دیدن تو پشت شیشه خواهم ماند
                                       منم که منتظرت تا همیشه خواهم ماند
و زخم کهنه دل را دوباره نو نکنی
                                       به جرم عشق مرا بین شهر هو نکنی
خدا نکرده برای تو باز نشود
                                       و زیر پای جدایی دلم لگد نشود
نه! من تحمل آن روز را ندارم عزیز
                                       تمام زندگییم خوب من ! بهارم عزیز !
برای زندگیم شعر دلخوشی نشود
                                       و راه آخر من بی تو خودکشی نشود
منم پس از تو و تنها غرور مردم شهر
                                       بدون بودن تو مرده شور مردم شهر!

اذافه کردن به پرشین-دیگ  نوشته شده در  87/03/21ساعت 2:38 توسط یه عاشق

  

        چند قانون برای دوران نامزدی

چند قانون برای دوران نامزدی

كاش زمان برمی گشت عقب. كاش یك روز قبل بود، وقتی كه هنوز حرفی نزده بودم... .

دیروز خیلی منتظرش شدم. قرار بود صبح زود برای برنامه فردا قرار بگذاریم اما تا غروب خبری نشد. فكر كردم قرارمان به هم خورده است. بغض كرده بودم اما جلوی خودم را گرفتم. تلفن كه زد از او درباره كارش توضیح خواستم. به او گفتم كه اگر برایش اهمیت داشتم، می بایست زودتر اطلاع می داد كه باید به تمام كارهایش برسد و از سرسیری، وقتی هیچ كاری نداشت یاد من و قرارمان بیفتد. اولش عذرخواهی كرد اما من قانع نشدم و بحث را ادامه دادم، او هم بی خداحافظی گوشی را گذاشت.

حتما برای همه ما اتفاق افتاده که دلمان خواسته زمان را نه یک ساعت که یک دقیقه عقب ببریم و همه چیز را جبران کنیم. اما اگر هوشیار نباشیم، یک اشتباه به راحتی می تواند همه چیز را نابود کند و مسیر زندگی هر دوی ما را تغییر بدهد. در واقع گاهی تاوان یک خطا یك معذرت خواهی ساده است اما هستند خطاهایی که باید برای جبران آن تاوان سنگینی بپردازیم؛ تاوانی مثل جدایی. اما نكته ظریف اینجاست كه گاهی رفتار منطقی، درست همان رفتاری است كه باعث گسستن رابطه می شود؛ به انتها رسیدن یك رابطه ناقص.

بت پرستی مدرن

وقتی از طرف مقابل بت می سازیم و او را موجودی بی عیب و نقص و مقدس تصور می کنیم، خودمان را فراموش می کنیم و فکر می کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت های خوب و بد یک آدم؛ مثل خود ما. بنابراین طرف مقابل را باید آن طور که هست و با همه خوبی ها و بدی هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم.

عشق تحمیلی

اگر احساس کنیم کسی می خواهد خودش را به ما تحمیل کند، چه می کنیم؟ اولین واکنش همه ما «فرار کردن» از دست اوست؛   بنابراین به جای «تحمیل کردن» خودمان به طرف مقابل، خیلی عادی رفتار کنیم؛ نه آن قدر بی اعتنا و نه آن قدر احساساتی که او را پشیمان کنیم و فراری بدهیم؛ خودمان باشیم و بگذاریم گذر زمان و رفتار منطقی هر دوی ما، عشق و علاقه پایدار و محکمی را بینمان ایجاد کند؛ عشق ناشی از یک حس خوب.

نه كوچك نه بزرگ

نقطه مقابل بزرگ بینی طرف مقابل، خودبزرگ بینی است.

اطمینان و اعتماد بیش از حد به خود، بین ما فاصله می اندازد و نمی گذارد احساسات یکدیگر را درک کنیم.

از طرفی گاهی وقتی دچار خودبزرگ بینی می شویم، نمی توانیم یا بهتر بگوییم، عمدا نمی خواهیم احساسات مان را به طرف مقابل نشان بدهیم و همین «فاصله» به تدریج باعث دوری و سپس جدایی می شود.

رؤیاپردازی ممنوع!

اگر قرار باشد از لحظه خداحافظی تا دیدار یا تلفن بعدی، چشم مان را روی واقعیت ها ببندیم و رؤیابافی کنیم و حرف ها و رفتارهای طرف مقابل را آن طور که دوست داریم تعبیر و تفسیر کنیم، قافیه را باخته ایم. با چشم و گوش باز - باز باز - حرف ها و رفتارهای طرف مقابل را ببینیم و بشنویم و با چشم بسته تصمیم نگیریم. چشم بسته چاه را نمی بیند.

او می فهمد

دروغ گفتن و تظاهر كردن بی فایده است؛ چون طرف مقابل به راحتی احساس ما را می فهمد. بنابراین «صداقت» اولین و مهم ترین نکته برای شروع یک زندگی مشترک سالم و موفق است. حتی اگر صداقت ما باعث قطع پیوندمان در همان دوران نامزدی شود نباید بترسیم؛ چون مطمئنا رابطه معیوب بوده و دیر یا زود این رشته پاره می شده است

مقایسه نکنید

خیلی از ما عادت کرده ایم زندگی و روابط شخصی مان را با رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم، یا از طرف مقابل توقع های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی های قبلی مان را از